احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )

852

دائرة المعارف گياه درمانى ايران

خونى ) مختل گردد و يا در سيستم آنزيمى بىنظمى ايجاد شود . موجود زنده براى انجام فعاليت‌هاى حياتى خود به‌طور يكنواخت و منظم به ساختارهايى ويژه و يا مجموعه‌اى از واكنش‌هاى شيميايى و همچنين بسيارى از سيستم‌هاى گوناگون نياز دارد . مسموم‌كننده‌ها ممكن است به ساختارها و يا آنزيم‌هايى كه براى كنترل مكانيسم‌هاى طبيعى بدن ضرورى هستند آسيب برسانند . عوارض مسموم‌كننده‌ها ممكن است بلافاصله يا با تأخير آشكار شوند ، اين عوارض ممكن است در فرد مسموم يا در نسل‌هاى بعد ظاهر شوند . عوامل بسيارى در بروز آثار مواد شيميايى دخالت دارند و اين آثار ممكن است خوب ، بد و يا خنثى باشند . دز مهم‌ترين عاملى است كه مضر يا مفيد بودن يك ماده را تعيين مىكند ، به عبارت ديگر ( رعايت حدود ) مهم‌ترين عامل شناخت مفيد يا مضر بودن است . دز عبارت است از مقدار ماده‌ى شيميايى كه توسط يك سيستم حياتى دريافت مىشود ( مثلا آب كه يك عنصر حياتى است ، خوردن مقدار زيادى از آن در مدت كوتاهى مىتواند زيان‌آور باشد ) ، به عنوان نمونه : از مقادير بسيار كم داروى استركتنين ( مرگ موش ) ساليان متمادى به عنوان دارو استفاده مىشد . به عنوان مهم‌ترين اصل سم‌شناسى ، رابطه‌ى بين دز مصرفى ماده‌ى شيميايى و عوارض توليدشده در موجود زنده را ، رابطه‌ى دز پاسخ مىنامند ، به‌طورىكه هرچه دز مصرفى افزايش يابد آن نيز بيشتر مىشود و هرچه دز تقليل يابد عوارض كمترى را نيز توليد مىكند . علاوه بر دز ، مدت زمانى كه سيستم حياتى در معرض ماده‌ى شيميايى قرار مىگيرد و همچنين تعداد دفعات تماس با آن نيز حايز اهميت است ، اين رابطه را دز زمان مىنامند كه در شناسايى مسموميت حاد از مزمن مورد استفاده قرار مىگيرد . مسموميت حاد و مزمن : مسموميت حاد عبارت است از توانايى يك ماده‌ى شيميايى در ايجاد آسيب موضعى ( مثلا در پوست يا چشم ) يا عمومى ( تأثير بر كل بدن ) كه متعاقب برخورد با مقدار زيادى از آن مىباشد ، اين نوع برخورد معمولا به سرعت اتفاق مىافتد و موقعيتى اضطرارى را به وجود مىآورد ، براى مثال : زمانى كه يك كودك تعداد زيادى از قرص‌هاى آسپرين را مىبلعد . مسموميت مزمن حاصل از يك ماده‌ى شيميايى ، به توانايى آن ماده در ايجاد آسيب و برخوردهاى مكرر و طولانى با مقادير نسبتا كم آن ماده اطلاق مىشود ، مانند : مصرف طولانى آب يا غذاى آلوده به ماده‌ى شيميايى ، برخوردهاى مكرر تنها زمانى به بروز اثر منتهى مىشوند كه مدتى ادامه يابند . مسموميت حاد و مزمن بايد از يكديگر تميز داده شوند ، به‌طور كلى عوارض مسموميت حاد مشخص‌تر هستند و آسان‌تر بررسى مىشوند . برخورد حاد و مزمن يك ماده‌ى شيميايى ممكن است با علايم كاملا متفاوت و مجزايى همراه باشد ، مسموميت حاد را نمىتوان از طريق عوارض مزمن آن شناسايى كرد و در مقابل مسموميت مزمن با آرسنيك ، موجب تغييرات پوستى ، آسيب‌هاى كبدى ، اعصاب و سيستم خون‌سازى مىشود . نمونه‌ى ديگر ، كافئين موجود در چاى و قهوه ، كه يك سم كشنده مىباشد ، مثلا كافئين موجود در هر 100 فنجان قهوه تقريبا برابر با يك دز كشنده‌ى اين ماده است و يا يك قوطى كامل آسپرين ، حاوى يك دز كشنده از اين دارو است ، ولى دليل اينكه افراد با وجود دريافت اين دز كشنده زنده مىمانند اين است كه هيچ‌گاه 100 فنجان قهوه و يا يك قوطى آسپرين را يك‌جا مصرف نمىكنند . افراد اين دز كشنده را در زمان‌هاى مختلف به‌طور متناوب و كم‌كم دريافت مىكنند ، الحمد للّه بدن ما قادر به تحمل مقادير كم سموم در يك دوره‌ى زمانى مىباشد زيرا متابوليسم و دفع اين مواد از بدن مستلزم گذشت زمان است . در اين موارد از اينكه بدن مقادير